تبليغاتX
!!!! ترافيك !!!! - پليس راهنمايي و رانندگي در ايران، بالاتر از قانون
مديريتي، ترافيكي و اجتماعي
اين اواخر مطالب زيادي در مورد نحوه برخورد پليس راهنمايي و رانندگي با شهروندان خوانده و ديده ام. حتي در يك مورد نيز تجربه كردم. قوه قضائيه رسماً توقيف خودروها را فقط به سه دليل قانوني دانست اما در شهر چه مي گذرد . . .

مطالبي را نيز شهروندان از سوء رفتار پليس در سايت هاي مختلف اعلام كرده اند اما چون بسيار از اين موارد جزئي است و پيگيري آن مستلزم وقت و بروكراسي شديدي است (و به احتمال زياد بي نتيجه) قريب به اتفاق شاكيان به دنبال پيگيري آن نمي رود.  اين باعث شده كه پليس فكر كند عملكردش عالي است اما ابتدا بخوانيد فريادهاي مردم را در چاه! (وب سايت‌ها)

چند ماه قبل نيز براي خودروي بنده مشكلي رخ داد كه ناشي از حمل نا صحيح (از محل پارك در خيابان رودكي تهران تا پاركينگ ققنوس در افسريه) بود اما اگر به اعتراضات من پاسخي دادند ، از سنگ هم صدا درآمد...
دقیقا ماشین بنده نیز پس از انتقال بدلیل حمل و نقل غیر اصولی، در دو طرف قسمت درب جلو دچار فرو رفتگی شد. قضیه وقتی جالبتر میشود که پلیس اتومبیل بنده را از کوچه خودمان برده بود. آنهم بدلیل اینکه یکی از همسایه ها فکر کرده بود ماشین ما چند روزی است در کوچه خودمان توسط افراد ناشناس رها شده است.
پس از مراجعه تنها اظهار تعجب پلیس برایمان باقی ماند و با پرداخت هزینه پارکینگ و جرثقیل، اتومبیل را با فرو رفتگی درب تحویل گرفتیم. البته مسئول پارکینگ مدعی بودنداگر شکایتی دارید بگذارید اتومبیلتان بماند و بروید شکایت کنید. روندسریع رسیدگی به پرونده ها هم که مشخص است...

ماشین من بعد از تصادف با باک تقریبا پر به پارکینگ رفت اما وقتی آن را از پارکینگ گرفتم باکش فقط چند قطره بنزین داشت
ماشین من در تاریخ 9/2/88 بعلت پارک در توقف ممنوع به پارکینگ وحدت در تبریز منتقل شد. پس از طی مراحل قانونی وقتی به پارکینگ مراجعه کردم مشاهده کردم سپر جلو و عقب دچار شکستگی شده و بعلت بالا بودن اهرم ترمز دستی سیستم ترمز آن دچار آسیب شده بود. در ضمن بعلت استفاده از سویچ اشتباهی مجبور به تعویض مغز سویج شدم. به مسئول پارکینگ اعتراض کردم که در پاسخ گفت ماشینت از اول به این شکل بود و حرفتو تو هیچ دادگاهی نمی تونی ثابت کنی
با سلام
من چند روز پیش تو همت دیدم
پرایدی که پشت جرثقیل بسته شده بشدت دود ازش بلند شده
البته خودم سوار ماشین بودم سرعتم رو
زیاد کردم خدمو بهش رسوندم
به راننده گفتم بابا بنده خدا (راننده پراید)دستی رو کشیده الانه ماشین آتیش می گیره
یارو گفت کور نیستیم می بینیم
دیگه پارکینگ رو می تونید شبیه سازی کنید
بعد از تصادف و ارجاء پرونده به دادگاه 4 ماه طول کشید تا حکم آزادی ماشین رو دادگاه داد!!!!!!!!!!! پس از اون وقتی به پارکینگ مراجعه کردم هزینه توقف شبی 2500 تومان توی یه پارکینگ خاکی که حتی توجهی هم به ماشین نشده بود و 75000 هم هزینه جرثقیل دادم
من ماشین رو توی محل خودمون که نزدیک پارکینک تصادفی ناجاست می گذاشتم شبی 1500 بود تازه پارکینگ هم بهتر و امن تر هستش .
پليس خودرو پژو 206 بنده رو به پاركينگ منتقل كرد بعد از خارج كردنش به دليل خسارتي كه به سپر و جلوبندي و رادياتور و پروانه خورده بود ناچار شدم 500 هزار تومان هزينه كنم و هنوز هم مثل روز اول نشده
منم وقتي رفتم ماشينم رو بگيريم ديدم كه روي سقف ماشين سفيدم قير سياه ربختن وقتي اعتراض كردم با خنده نگهبان پاركينگ مواجه شدم كه گفت وقتت رو تلف نكن چون به جايي نميرسه
با سلام،موارد اشاره شده براي اينجانب در كلان شهر تهران رخ داده است ومتاسفانه علاوه بر پرداخت جريمه هاي غير واقع!! وپول پاركينگ وحمل توسط جرثقيل!!مبالغي را بايد صرف تعمير خودرو نمايم
پراید اینجانب را در مقابل پارک ملت با جرثقیل به پارکینگ سئول بردند محل پارک تابلو حمل با جرثقیل نداشت لذا با فکر بسرقت رفتن آن مدت 15 روز در کلانتری ونک و اداره آگاهی سرگردان بودم تا بطور اتفافی متوجه نگهداری آن درآنجا شدم مسئول این ناهماهنگی نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندکی و اتلاف وقت مردم کیست
ماشین من را هم چند وقت پیش یکی از همین جرثقیل ها برد و چون ترمز دستی ماشین بالا بود لاستیک عقب و کاسه چرخ داغان شده بود.
چند ماهي است که پليس راهنمايي با همکاري پارکينگ‌هاي عمومي، وسائط نقليه متخلف را توسط جرثقيل به پارکينگ منتقل مي‌کند. متاسفانه در اين عمليات انتقال و همچنين در پارکينگ‌ها شرط امانتداري رعايت نمي‌شود و معمولا بعد از پرداخت جرايم و هزينه‌هاي جرثقيل و پارکينگ و ... بايد هزينه‌اي نيز از بابت ترميم صدمات وارده به خودرو کنار گذاشت، از آسيب‌هاي وارد شده به جلوبندي و بدنه خودرو گرفته تا گم شدن سويچ دزدگير و قالپاق و... .
به تازگی پارکينگ مشروطه در تبريز که يکي از پارکينگ‌هاي نگهداري اينگونه خودرو‌ها و موتورسيکلت‌هاست، دچار حريق شد و در حدود سیصد موتور سيکلت و خودرو از بين رفت. متأسفانه صاحبان وسايط نقليه منهدم شده در مراجعه به پليس براي تعيين تکليف خودرو خود با برخورد بي‌مسئولانه پليس روبه‌رو شده و براي حل مشکل خود به پارکينگ ارجاع داده شده‌اند و مسئولان پارکينگ نيز جوابگوي ايشان نبوده و آنها را در بلاتکليفي گذاشته‌اند.
و ...
 
اينها تنها بخشي از درد مردم بود، اما مورد خودم:
در ۲۵ فروردين ماه سال جاري در ساعت ۷ صبح (كه اتفاقاً تنها روز برفي سال جديد بود) از مسير غير از مسير روزانه به محل كارم مي رفتم. ۵۰ متر انتهايي يك معبر يك طرفه طولاني، تابلوي ورود ممنوع نصب شده بود كه شاخه درختاني كه تازه جوانه‌زده بودند جلوي تابلو ورود ممنوع را گرفته بود و برف درشت و شديدي كه مي آمد نيز مزيد بر علت شد تا تابلوي ورود ممنوع را نبينم. از طرفي چند ماه قبل در پروژه خط ۳ بي آر تي به دليل تعويض جهت خيابان آيت گزارشي در خصوص برداشتن ممنوعيت ورود به اين كوچه و ساير كوچه ها نوشته بودم، مورد تصويب كميته فني شبكه معابر قرار گرفته بود.
اما در ابتداي ميدان هفت حوض خودروي ۲۰۶ پليس در كمين نشسته بود تا ....
بنده و سه خودروي جلويي متوقف شده و جناب سروان با بلند گوي ماشين دستور دادن مدارك را برايشان ببريم. مدارك را بردم و توضيح دادم كه اولاً بنده به خاطر شاخه درختان، تابلو را نديدم و خطاام غير عمد بوده ثانياً از نظر اصول مهندسي ترافيك اين معبر ۵۰ متري بايد در جهت  عكس يكطرفه باشد، ثالثاً برعكس كردن جهت اين معبر مصوبه لازم الاجراي كميته شبكه معابر را دارد.
 جناب سروان پاسخ داد:
حرف شما درست است اولاً شهرداري بايد شاخه درختان را هرس كند نه بنده! ثانياً من هم معتقدم كه اين كوچه بايد در جهت بر عكس وضع موجود يكطرفه باشد. ثالثاً طرح سازمان ترافيك ابلاغ شده اما رئيس پليس منطقه جلوي اجرايش را گرفته است. رابعاً (ميكروفون بلند گوي خودروش را بر داشت و داد زد:) سرباز بي سيم بزن جرثقيل بياد اين ماشين را ببره پاركينگ!!! بعدش هم به سرباز دستور داد: برو سر كوچه واستا ماشين نياد، سرم داره خيلي شلوغ ميشه!
خلاصه حدود ۲۰ دقيقه زير برف ايستادم تا جناب سروان جريمه را بنويسد و محبت فرموده بنده را نيز مثل سايرين جريمه نموده و گواهينامه ام را توقيف نمايد.
بعد از  اين نحوه برخورد تا محل كارم نزديك بود ۲ تصادف شديد بكنم كه در يكي از آنها موتوري اي (البته به دليل حركت در خلاف جهت خيابان قرني)  زمين خورد كه خوشبختانه چيزيش نشد. و صبح همان روز به دليل پارك در روي خط كشي دوباره جريمه بشم. (يكي از افتخارات بنده اين بود كه در طول ۱۵ سال گذشته تنها ۲ بار آن هم سواً جريمه شده بودم). يعني در طول ۱۵ سال دو بار جريمه و يك بار تصادف اما در طول يك روز دو بار جريمه بعلاوه دو موقيعيت نزديك به تصادف شديد؟!!
اما سوالات:
- آيا بايد پليس بيايد بالاي سر بنده يا بنده بايد بروم خدمتشان؟ اين موضوع تا چه اندازه از نظر رواني مي‌تواند تاثير بر روي راننده بگذارد و تا چه اندازه در آرامش و  ايمني رانندگي تاثير گذار است؟ (توصيه مي‌كنم در فيلم‌‌هاي پليسي خارجي كمي به اين موضوع و نحوه برخورد پليس با راننده متخلف دقت كنيد)
- آيا بعد از ۲۰ دقيقه چرا بايد پليس بپرسد چه كار كنم؟ (اين معناي بسيار بدي دارد) و وقتي بنده تقاضا كردم مثل سايرين (و طبق قانون) با من برخورد شود ناراحت شده و تهديد به توقيف خودرو مي‌كند؟
- آيا پليس بايد در مكاني كه مي‌داند به اشتباه ممنوع شده كمين كند تا شهروندان را ادب نمايد؟
- آيا نبايد پس از يك ماه گواهينامه بنده (بنا به اظهار خود مامور پليس) به درب منزل پست شود؟ جريمه بنده يك ماه ممنوعيت از رانندگي بود نه بيشتر!
- طي سه بار تماس با اپراتورهاي مختلف ۱۱۰ هيچكدام نتوانستند بنده را راهنمايي كنند كه چگونه مي‌توانم گوهينامه‌ام را دريافت نمايم.
- . . .
 
نيروي انتظامي از بي نظمي و هرج و مرج شديد داخلي رنج مي‌برد و به جاي اينكه ابتدا امر خودش را اصلاح كند به زور مي خواهد ابتدا مردم را اصلاح كند. مديران ما به دليل مصونيتي كه از گير افتادن در اين شرايط براي خود ايجاد كرده‌اند متوجه اين نوع سوء رفتارها نمي شوند و با اين روال نخواهند شد. قريب به اتفاق مديران مقننه، اجرايي و قضائيه و نظارتي در سطوح مديران تصميم گير و اثر گذار داراي راننده شخصي هستند و هيچ گاه در چنين شرايط گرفتار نمي شود و قرباني نخواهند شد تا درد مردم را از اين سوء رفتارها درك نمايند.
طي اين چند سال اخير سوء رفتارهاي شديدي را از ماموران تجس كلانتري محل گرفته تا قاضي دادسرا و ماموران راهنمايي و رانندگي ديده ام كه خودشان هم ابتدا با تهديد و ارعاب (و پس از اينكه متوجه مي‌شوند بي‌نتيجه است و فقط دلايل محكمه پسندتر دست من داده‌اند) با تلطيف سعي كرده‌اند بر اين سوء رفتارها سرپوش گذارند. كه هر كدام حكايت هاي خاص خودشان را دارد كه در اين مقوله نمي گنجد.
البته به قول يكي از دوستان باتجربه بنده اي مامورا دولتي در تهران گرگهاي باران ديده اي هستند كه اين سوء رفتارها به عادت هاي روزانه شان تبديل شده است. اما در شهرستان ها برخورد ماموارن دواتي و حكومتي اين گونه نيست. شايد بد نباشد نيروي انتظامي براي تنبيه چنين ماموارن دريده تهراني خيلي بيشتر از انتقال اجباري به ساير شهرها استفاده كند. (البته اميد كه ماموران شهرستانها گر نشوند!)
 
 فكر كنم لازمه اين طرح تشديد با متخلفين رانندگي كه آقاي دكتر قاليباف نيز (بخاطر سابقه قبليش در نيروي انتظامي) بسيار بيش از حد نياز بر آن تاكيد دارد آموزش و فرهنگسازي هم در نيروي پليس و هم در مردم جامعه است. قطعاً برخورد شديد با تخلفات سهوي غيرعمد، تخلفاتي كه ناشي از اجبار شديد صورت مي‌گيرد(به عنوان مثال ۹ ماه تابلو گذاري اشتباه در محله ما با بيش از ۵۰۰ خانوار باعث شده بود كه هر خودرويي كه از محله خارج مي شود ديگر نتواند وارد شود مگر اينكه در جهت خلاف مسير تعيين شده براي كوچه‌ها حركت كند.) قبح تخلف را براي بسيار از رانندگان مي شكند و اين يعني شروع بسيار از مشكلات جديد و ... يعني دقيقاً نتيجه عكس چيزي كه انتظار داشتيم، يا برخورد ناصواب ماموران راهنمايي باعث برهم خوردن تعادل روحي رواني راننده شده و احتمال تصادف را بعد از اعمال قانون چندين برابر خواهد نمود.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت   توسط امير روحي  |