تبليغاتX
!!!! ترافيك !!!!
مديريتي، ترافيكي و اجتماعي

اندر حكايت تغيير ساختار سازماني و مهندسي مجدد

روش‌ كار در اكثر سازمان‌ها و ادارات‌ ايران‌ به‌ كلاف‌ سردرگمي‌ مي‌ماند كه‌ شروع‌ از يك‌ سرنخ‌ لزوماً‌ به ‌انجام‌ كار نمي‌انجامد و تاكيد بر سرعت‌ عمل‌ و كيفيت‌ بالا جز اتلاف‌ انرژي‌ و هزينه‌ اضافي‌ نمي‌گردد. در زماني‌ كه‌ بهره‌وري‌ سازماني‌ و توجه‌ به‌ مشتري‌ در اولويت‌ سياست‌ كشور و شهرداري قرار ندارد، تلاش‌ در داخل‌ ساختار پوسيده‌ سازمان‌ها بهره‌اي‌ در راندمان‌ به‌وجود نخواهد آورد و مديريت‌ فرمايشي‌ تغييرات‌ سازماني، نتيجه‌ عمده‌اي‌ در بازده‌ نهايي‌ نخواهد داشت.

‌كارمندان و كارشناسان  ايراني‌ چه‌ از نظر خلاقيت‌ و توانايي‌ فكري‌ و چه‌ از نظر علاقه‌ و وابستگي‌ به‌ كار از مردم‌ ملل‌ ديگر كم‌ ندارند و حتي‌ در پشتكار و نوآوري‌ سرآمدند ولي‌ سد معضلات‌ ساختاري‌ متاسفانه‌ منجر به‌ دلسردي‌ و اتلاف‌ انرژي‌ آنها شده‌ و فرصتي‌ براي‌ شكوفايي‌ آنها نمي‌ماند. مديراني‌ كه‌ تاكيد بر محصولات‌ و درآمد دارند و به‌ توسعه‌ كنترل‌ توجه‌ مي‌كنند كمتر به‌ اهميت‌ ساختار سازمان‌ و نقش‌ فرآيندهاي‌ سازمان‌ واقفند و در بازنگري‌ آن‌ ناتوانند.

‌شركت‌هاي‌ وظيفه‌گرا از كارمندان‌ انتظار دارند كه‌ مقررات‌ را رعايت‌ كنند. در صورتي‌ كه‌ مهندسي‌ دوباره‌ به‌ كساني‌ نيازمند است‌ كه‌ بتوانند راه‌ و مقررات‌ را خود به‌ وجود بياورند. داشتن‌ اختيار، لازمه‌ كار در سازمان‌ نوين‌ است. كاركنان‌ تيم‌هاي‌ فرآيندي‌ نه‌ تنها اختيار دارند، بلكه‌ بايد انديشه، قضاوت، تصميم‌گيري‌ و دخالت‌ خود را به‌كار برند. در ساختار تازه، تيم‌ها جايگزين‌ ادارات‌ تخصصي‌ شده‌ و فراسوي‌ روش‌ ساختگي‌ سازمانبندي‌ گذشته‌ گرد هم‌ مي‌آيند تا نياز مشتري‌ را به‌طور مرتبط‌ در جريان‌ بيندازند.

‌از سازمان‌هاي‌ متعددي‌ مي‌توان‌ نام‌ برد كه‌ با اجراي‌ پروژه‌هاي‌ عجولانه‌ توانسته‌اند به‌ تغييرات‌ موقت‌ و يا غيرقابل‌ توجهي‌ دست‌ يابند تعدادي‌ از سازمان‌هاي‌ توليدي‌ بااستفاده‌ از ابزار تضمين‌ كيفيت‌ و اتوماسيون‌ در بهبود مستمر عمليات‌ تلاش‌ دارند و آن‌ را طرح‌ريزي‌ دوباره‌ مي‌نامند. به ‌مضمون‌ ضرب‌المثل‌ فرانسوي‌ كه‌ آويختن‌ علامتي‌ بر يك‌ گاو او را تبديل‌ به‌ اسب‌ نمي‌كند.

‌مشكلات‌ و محدوديت‌هاي‌ اجراي‌ مهندسي‌ مجدد در ايران‌ اكثراً‌ فرهنگ‌ سازماني‌ و مديريتي، و نه‌ توانائي‌هاي‌ تكنيكي‌ و كاري، هستند. سازمان‌هاي‌ محافظه‌كار سنتي‌ عموماً‌ وظيفه‌گرا و عمودي‌ هستند و مديريت‌ ارشد به‌ندرت‌ در مسائل‌ بنيادي‌ و تحول‌ درگير مي‌شوند. كارمندان‌ احساس‌ تعلق‌ و مالكيت‌ به‌ شركت‌ ندارند و از تجربه‌هاي‌ تازه‌ و ريسك‌ دوري‌ مي‌كنند. و در نتيجه‌ توجه‌ به‌ درازمدت‌ و نيازهاي‌ مشتري‌ و قابليت‌ انعطاف‌ به‌ حداقل‌ رسيده‌ است. ‌درك‌ ابعاد تحولي‌ كه‌ در كسب‌ و كار جهاني‌ امروز جريان‌ دارد براي‌ مديران‌ و كاركنان‌ دشوار مي‌نمايد. مانند نوسازي‌ خانه‌ پدربزرگ‌ كه‌ به‌ ارث‌ رسيده، كار آساني‌ نيست. پاسخ‌ به‌ چالش‌ آزادي‌ بازار، اين‌ است‌ كه‌ آزادي‌ بيشتر، يعني‌ آزادي‌ بيشتر ما. آزادي‌ براي‌ تغيير استراتژي، مديريت‌ و فرآيند كاري. آزادي‌ براي‌ كاري‌شدن‌ و به‌روز شدن‌ و به‌ سطح‌ جهاني‌ رسيدن. آزادي‌ براي‌ استفاده‌ از تمام‌ قابليت‌ها و توانائي‌هاي‌ افراد و سرآمدي‌ در رقابت‌ جهاني.

جراح هر چه زودتر توده سرطاني را از بدن بيمار سازمان خارج كند عوارض ناشي از عمل كمتر خواهد بود و مطمئناً سازمان زودتر سلامت خود را بازيافته و راه رشد و تعالي خود را خواهد پيمود.

 

 

بسي خيال باطل

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

بدون شرح

بدون شرح

بدون شرح!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

مهندسي عمران

لغتنامه مهندسین عمران

 

1.      این بستگی دارد به ...... یعنی: جواب سوال شما را نمی دانم!

2.      این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد. یعنی: این موضوع را بطور تصادفی فهمیدم!

3.      نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است. یعنی: دستگاه كار می كند و این برای ما تعجب انگیز است!

4.      كاملا انجام شده یعنی: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ریزی شده !

5.      ما تصحیحاتی روی سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنی: تمام طراحی ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ایم!

6.      پروژه بدلیل بعضی مشكلات دیده نشده، كمی از برنامه ریزی عقب است. یعنی: تاكنون روی پروژه دیگری كار می كردیم!

7.      ما پیشگویی می كنیم..... یعنی: 90 درصد احتمال خطا می رود!

8.      این موضوع در مدارك علمی تعریف نشده. یعنی: تاكنون كسی از اعضا تیم پروژه به این موضوع فكر نكرده است!

9.      پروژه طوری طراحی شده كه كاملا سیستم بدون نقص كار می كند. یعنی: هرگونه مشكلات بعدی ناشی از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10.  تمام انتخاب اولیه به كنار گذاشته شد. یعنی: تنها فردی كه این موضوع را می فهمید از تیم خارج شده است!

11.  كل كوشش ما برای اینست كه مشتری راضی شود. یعنی: ما آنقدر از زمان بندی عقبیم كه هر چه كه به مشتری بدهیم راضی می شود!

12. تحویل پروژه برای فصل آخر سال اینده پیش بینی شده است. یعنی: كه تا آن زمان ما می توانیم مقصر تاخیر در اجرای پروژه را كسی از میان تیم كارفرما پیدا كنیم!

13.  روی چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستیم. یعنی: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه كنیم!

14.  تا چند دقیقه دیگر به این موضوع می رسیم. یعنی: فراموشش كنید، الان به اندازه كافی مشكل داریم!

15.  حالا ما آماده ایم صحبتهای شما را بشنویم. یعنی: شما هر چه می خواهید صحبت كنید كه البته تاثیری در كاری كه ما انجام خواهیم داد ندارد!

16.  بعلت اهمیت تئوری و عملی این موضوع...... یعنی: بعلت علاقه من به این موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنی: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتی كه شما باید بعد از مطالعه به آن برسید،‌ نبوده اند!

18.  بقیه نتایج در گزارش بعدی ارائه می شود. یعنی: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

19.  ثابت شده كه .... یعنی: من فكر می كنم كه .....!

20.  این صحبت شما تا اندازه ای صحیح است. یعنی:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21.  در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم كرد. یعنی: ازجزئیات كار اصلا اطلاع ندارید!

 

مهندسین در بیان ویژگیهای دستگاههای خود كلماتی ذكر می كنند، معنی این كلمات و عبارات را بدانید:

Maintenance Free: چنانچه دستگاه خراب شد، باید آن را دور بیاندازید!

Energy Saving: ویژگی ای كه در حالت قطعی برق به آن می رسید!

Rugged or Robust: آن قدر سنگین كه نمی توان آن را بلند كرد!

Light Weight: كمی سبك تر از Rugged!

All New:‌هیچ قطعه ای را با نوع قدیمی اش نمی توان عوض كرد!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

نيمه پر يا خالي

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

حداكثر ظرفيت بار وسايل نقليه

اين يكي از قبلي با انصافتر با دوچرخش رفتار كرده!!؟ حداقل خوش سوار نشده.

اگه گفتيد چرا ماشينش خراب شده و كاپوتشو زده بالا؟

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

مديريت ترافيك از پيچيده‌ترين و گسترده‌ترين مديريت‌هاي جهان

دكتر محمود احمدي نژاد كه صبح ديروز در سومين كنفرانس منطقه‌اي مديريت ترافيك در مركز همايش‌هاي صدا و سيما سخن مي‌گفت مديريت ترافيك را از پيچيده‌ترين و گسترده‌ترين مديريت‌هاي جهان دانست و تاکيد کرد: حل معضل ترافیک‌ نیازمند تلاش همه دستگاه‌ها و عزم ملی است. ...

حتما شما نيز تاييد مي‌كنيد كه اين مساله واقعيت دارد، اما چرا در ميدان عمل طور ديگري عمل مي‌شود. كافي است نگاهي به تاريخچه مديريت حمل ونقل و ترافيك تهران بياندازيم. در طول 15 سال گذشته مديران گوناگوني بر جايگاه مديريت ترافيك اين كلان شهر ايران تكيه زدند. عملكرد هر كدام نيز قابل ارزيابي است اما دوران طلايي اين بخش از ابتدا تا كنون زمان آقاي كرباسچي و معاون حمل و نقل و ترافيك ايشان آقاي سيادت موسوي بوده است. در صحبت‌هايي كه با بسيار از كارشناسان حمل و نقل و ترافيك داشته‌ام تقريبا قريب به اتفاق اين موضوع را تاييد كرده اند. اما سوال اين جاست كه چرا اين دوران را دوران طلايي ناميده‌اند؟

بنده سعي نموده‌ام علت آن را از دوستاني كه در زمان مديريت ايشان حضور داشتند بپرسم كه در زير به پاسخ برخي از آنها اشاره مي‌كنم، شايد كه مورد عنايت مديران فعلي و يا آينده نيز قرار گيرد.

1-       استفاده از كارشناسان و متخصصين قوي در زمينه حمل و نقل و ترافيك

2-       برگزاري كلاس‌ها و كارگاه‌هاي آموزشي متعدد و با هدف تقويت بنيه علمي و عملي كارشناسان حوزه ترافيك

3-       ايجاد محيط مناسب براي كارشناسان جهت تبادل اطلاعات فني و تخصصي

4-       ايجاد ساز و كار استفاده از حداكثر توان كارشناسان و افراد صاحب نظر خارج از مجموعه

5-       تاسيس و تقويت سازمان‌ها و شركت‌هاي تخصصي در زمينه حمل و نقل و ترافيك و ايجاد زمينه لازم براي فعاليت آنها

6-       و از همه مهمتر حمايت و پشتيباني دولت وقت (آقاي رفسنجاني) از شهردار و ...

 

هر چند كه فاكتورهاي زيادي در اين خصوص مي‌توان پيدا نمود ولي سياست كلي استفاده از حداكثر توان مجموعه كارشناسي بود كه نتيجه آنرا نيز در بهبود وضعيت ترافيك شاهد بوديم اما بعد از آن هر چند كه مديران خود را به آب و آتش زدند ولي عدم توجه به كارشناسان و تضعيف آنها باعث وخيم شدن وضعيت حمل و نقل و ترافيك كشور شد. چرا بايد اساتيد حمل و نقل بهترين دانشگاه ايران مدت‌ها از تصميم‌گيري‌ها و مطالعات اين كلانشهر كنار گذاشته شوند، حتي فارغ التحصيلان اين رشته نيز مهجور و گوشه‌نشين شوند.

بسياري از فارغ التحصيلان اين رشته را مي‌شناسم كه به دليل اين گونه بي‌مهري‌ها مدرك كارشناسي ارشد خود را كنار گذاشته و با مدرك كارشناسي (مهندسي عمران) مشغول فعاليت هستند و يا براي كار به ساير كشورهاي دنيا مهاجرت نموده‌اند. مگر سالانه چقدر در اين زمينه فارغ‌التحصيل داريم، كه بخشي از آنها را براي جذب در بازار كار از دست مي‌دهيم؟ مگر مشكلات ناشي از ترافيك در كشور حل شده است؟ مگر نه اينكه مساله سوخت امروز جزء مهمترين مشكل اين مملكت شده و مجلس و دولت را به چالش كشيده است؟ به هر حال عدم توجه به كارشناسان و بدنه كارشناسي باعث ايجاد اين گونه مشكلات شده‌ است.

 اميد است روزي برسد كه به جاي اينكه ده‌ها مدير غير مرتبط استخدام شده و خود را در اين زمينه كارشناس بدانند و به جاي كارشناسان تصميم بگيرند، ده ها كارشناس استخدام كنيم و از آنها استفاده كنيم.

به اميد آن روز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

سه شنبه مورخ 16 آبان 1385   شماره 4126

در صفحه اول روزنامه همشهري سه شنبه مورخ 16 آبان 85 مطلبي تحت عنوان « انتقاد كارشناسان از اختصاص بودجه تبصره 13 به منوريل» به چاپ رسيد. هر چند كه بنده شخصاً با دخالت مستقيم دولت در امور حمل و نقل تهران و نحوه هزينه نمودن بودجه اختصاص يافته تبصره 13 مخالف هستم ولي مطالب اشاره شده توسط كارشناسان! مربوطه كمي بنده را نسبت به تعريف كارشناس و كار كارشناسي نااميد نموده است.

مانند مواد زير:

   قطار هوايي وسيله نقليه عمومي به شمار نمي‌رود.

   ساخت و راه‌اندازي منوريل از مترو نه تنها ارزان‌تر نيست بلكه گران‌تر است زيرا ظرفيت حمل منوريل حدود 10 تا 25 هزار نفر است ولي ظرفيت حمل مترو 50 تا 100 هزار نفر در ساعت است.

تفسير خبر فوق:

1-     وسيله‌اي كه 10 تا 25 هزار نفر در ساعت جابجا نمايد وسيله حمل و نقل عمومي به شمار نمي‌رود.

2-     معيار گران‌تر بودن منوريل نسبت به مترو ‹‹ نفر در ساعت ›› مي‌باشد.

3-     كليه كتب موجود كه نسبت هزينه حمل و نقل ريلي زميني، هوايي و زيرزميني را 1: 3 :5 معرفي نموده‌اند لازم است بر اساس نظرات كارشناسان، نسبت فوق را سريعاً اصلاح نمايند.

4-     از اين به بعد مي‌توانيد در محاسبات ظرفيت مترو را 100 هزار نفر!!! در نظر بگيريد‌.

5-     مطمئناً ظرفيت جابجايي اتوبوس‌هاي شركت واحد تهران در يك خط بيش از 25 هزار نفر مي‌باشد. و از اينرو است كه حمل و نقل همگاني بشمار مي‌رود.

6-     .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

مساله ترافيك، مساله‌اي است كه مردم كلان شهرهاي كشور هر روز با آن دست به گريبانند. روزانه ميليون‌ها ساعت‌ها وقت مردم تلف، اعصاب آنان خرد و ميلياردها تومان بنزين كشور در اين ترافيك سنگين به هدر مي‌رود.

مشكل از كجا ناشي مي‌شود؟ به راستي چاره كار چيست؟ آيا راهكاري براي رهايي از اين وضعيت وجود دارد؟

در خصوص سوال اول، علت به وجود آمدن اين مشكل «رفتار قورباغه‌اي» مديران و متوليان امر مي‌باشد.

منظور از رفتار قورباغه‌اي چيست؟

اگر قورباغه‌اي را به همراه مقداري از آبي كه در آن زندگي مي‌كند در ظرفي بريزيد و آب را به آرامي گرم كنيد خواهيد ديد كه قورباغه به گرم شدن آب عكس‌العملي نشان نمي‌دهد تا آن كه آب جوش مي‌آيد و قورباغه مي‌ميرد.

دليل اين رفتار اين است كه قورباغه يك حيوان خونسرد است و دماي بدن خود را با تغييرات تدريجي دماي محيط تطبيق مي‌دهد.

اگر قورباغه ديگري را بگيريد و در ظرف آبي كه اختلاف دماي قابل ملاحظه‌اي با دماي بدن قورباغه دارد اما براي آن قابل تحمل است، بياندازيد خواهيد ديد كه به سرعت به بيرون مي‌جهد چرا كه نمي‌تواند اين تغيير دما را تحمل كند.

مشكل ترافيك سنگين امروز شهر‌هاي كشور مشكلي نبوده است كه يك شبه وجود آمده باشد. اين مساله در اثر سياست‌هاي اشتباه مسئولين كم كم و  به طور نامحسوس و بوجود آمده و اگر امروز با آن بطور هوشمندانه اي برخورد نكنيم به زودي شاهد عواقب وخيم آن خواهيم بود.

مديراني كه به محيط و تغييرات آن توجه نداشتند مانند قورباغه عمل كردند. اين مديران روند و تغييرات تدريجي را شناسايي ننموده و بنابراين در زمان لازم استراتژي مناسب را اتخاذ نكردند چرا كه خود براي آن شرايط تغيير كرده آماده نيستند.

از طرف ديگر اين مديران ظرفيت تحمل خيلي از تغييرات محيطي ناگهاني را ندارند و بنابراين به آن تغييرات به درستي عكس‌العمل نشان نمي‌دهند.

به همين دليل است كه امروز شاهد سوخت يارانه‌اي هستيم كه همه را تشويق به استفاده از خودروي شخصي با پول بيت المال مي‌نمايد. و اي كاش كه اين يارانه صرف جابجايي مردم مي‌شد. نه آن كه در ترافيك سنگين شهرهاي كشور بدون ذره‌اي جابجاي شهروندان فقط مي سوزد و به هدر مي‌رود.

اميد است دولتمردان ما سر اين غده چركين را باز نموده و چرك آن را خارج كنند و سپس مرهمي بر آن بگذارند. نه اينكه با صرف ميلياردها دلار از بيت المال بدون دست زدن بر اين زخم بر آن مرهم گذاشته تا روي آن پوشیده شود. صد البته در آينده ملت مجبور خواهد شد اين غدده چركين را با درد و رنج مضاعفي درمان نمايد.

به اميد روزي كه دولت و مجلس با هوشمندي، درايت و جرات با اين موضوع برخورد نمايند و تا دماي آب از اين كه هست بالاتر نرفته تصميم خود را بگيرند و قورباغه را از آب خارج كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت   توسط امير روحي  | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

نون‏، سوگند به قلم و آنچه مى‏نويسند،  «1»   (كه‏) تو، به لطف پروردگارت‏، ديوانه نيستى‏.  «2»   و بى‏گمان‏، تو را پاداشى بى‏منت خواهد بود.  «3»   و راستى كه تو را خويى والاست  «4»   به زودى خواهى ديد و خواهند ديد،  «5»   (كه‏) كدام يك از شما دستخوش جنونيد.  «6»   پروردگارت خود بهتر مى‏داند چه كسى از راه او منحرف شده‏، و (هم‏) او به راه يافتگان داناتر است‏. «7» 

 

بنام خدا شروع می‌کنم. خدایی که به قلم و آنچه می‌نویسند سوگند می‌خورد. امیدوارم خداوند توفیق دهد تا بتوانم با نوشتار و نظراتم در زمینه‌ای که چند سالی است در آن فعالیت دارم نوشتاري هر چند ناچیز به جامعه خود و مردمان اين سرزمين ارائه نمايم. به اميد خدا بتوانم حرمت اين قلم را نگه داشته و گامي در جهت بهبود وضعيت اجتماع خود بردارم و از اين راه منحرف نشوم.

امير روحي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت   توسط امير روحي 

بسم الله الرحمن الرحيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت   توسط امير روحي